کتاب قهوه سرد آقای نویسنده

کتاب قهوه سرد آقای نویسنده
روزبه معین

می‌خوام یه اعتراف بکنم!

من چند سال پیش دیوانه‌وار عاشق شدم، وقتی که فقط ده سال داشتم، عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته استکانی می‌زد و پونزده سال از خودم بزرگ‌تر بود. او هر روز به خونه‌ی پیرزن همسایه می‌آمد تا ازش پیانو یاد بگیره.

ازقضا زنگ خونه‌ی پیرزن خراب بود و معشوقه‌ی دوران کودکی من مجبور بود زنگ خونه‌ی ما رو بزنه، منم هر روز با یه دست لباس اتوکشیده می‌رفتم پایین و در رو واسه‌ش باز می‌کردم، اونم می‌گفت: «ممنون عزیزم!» لعنتی چقدر تودل‌رو می‌گفت عزیزم.
رمان داستان یک نویسنده به نام آرمان روزبه و یک دختر روزنامه‌نگار است. کتاب با یک خاطره از دروان کودکی آرمان شروع می‌شود. خاطره‌ای که در ادامه اساس اتفاقات بعدی کتاب است.
ماجرا از این قرار است که آرمان در کودکی عاشق دختری می‌شود که ۱۵ سال از خودش بزرگتر است و برای تمرین پیانو به خانه پیرزن همسایه می‌آید. آرمان عاشق رفت و آمد این دختر برای یادگیری پیانو است. اما پیرزنی که به این دختر پیانو آموزش می‌دهد تنها آهنگ دریاچه قوی چایکوفسکی را میداند و بنابراین آرمان تصمیم می‌گیرد نت های موسیقی آن ها را دست کاری کند تا آموزش پیانو مدت زمان بیشتری طول بکشد.

اگر بخواهم با صراحت نظرم را راجع به اولین رمان آقای روزبه معین، کتاب قهوه سرد آقای نویسنده
بگویم، ایشان تا به امروز با مدد گرفتن از شبکه های اجتماعی موفق به چاپ بالای هفتاد بار شدند.
ژانر این رمان عاشقانه_معمایی است و بسیار باب طبع و سلیقه جوانان میباشد.
نویسنده تلاش کرده است با ایجاد یک سری پاراگرافهای دلنشین و زیبا به جذابیت قصه کمک کند، اما در واقع عدم انسجام رمان میتواند سبب خستگی مخاطب شود.

خصوصا اگر مخاطب سبک و سلیقه قالب، باب طبعش نباشد. خوراک فکری سلیقه عموم جامعه در ایجاد پستهای تک پاراگرافی که میتواند روح و فکر مخاطب را درگیر کند، اما آیا این ایجاد گره سبب صیقل و ایجاد بار علمی و ادبی او هم میشود؟

نویسنده در جایی جمله قشنگی دارد: خطرناک‌تر از آدم‌هایی که هیچ کتابی نخوندن، آدم‌هایی هستن که فقط چندتا کتاب خوندن.
اگر خود را عادت به مطالعه رمانهای قوی و با ساختار محکم و هدفمند داده باشید، میتوانید چهارچوب و خط فکری نویسنده ی با مطالعه و دقیق را تشخیص دهید.
سبک نوشتاری محاوره گونه آقای معین از نگاه مخاطب نوجوان و جوان این روزهای جامعه میتواند قابل ستایش باشد، که البته هدف ما قضاوت و انتقاد از سبک نوشتاری ایشان نیست.
حس ملال اولین حس من بعد از خواندن چندین صفحه از کتاب بود، روایت هم زمانی چند حکایت که البته چندان بجا هم نمی باشد.

شاید اگر این کتاب بصورت نه یک رمانی که سرنخ در آن گم میشود، بلکه بصورت تکست گرافی چاپ میشد جذاب تر و بیشتر قابل تفکر بود. ادامه رمان به فضای تیمارستان و بستری شدن قهرمان قصه و معاشرتش با بیماران می باشد؛ و یک پایان دور از ذهن که آدمی را گیج و خسته میکند.
البته قابل ذکر است که قسمتهای زیبایی هم در کتاب هست که در ادامه به چند نمونه از آن اشاره خواهیم کرد، که کاش بصورت  تک پاراگراف باقی ماند:

هرکسی شاید یه آهنگ داشته باشه که مدت‌ها نتونه اون رو گوش بده. یه آهنگ که گذشته رو واسه ا‌ت تداعی می‌کنه و دلت نمی‌آد اون رو پاک کنی یا بندازیش دور، می‌ذاری اون گوشه کنارها بمونه. گاهی آهنگ‌ها لبریز از خاطره می‌شن و حرمت پیدا می‌کنن. مثل بعضی از آدم‌ها، درسته که شاید دیگه نتونی اون‌ها رو ببینی و باهاشون حرف بزنی، اما از زندگیت پاک نمی‌شن، چون فراموش‌شدنی نیستن، اون‌ها همیشه یه جای امن گوشه‌ی دلت دارن.

فکر می کنم که خدا سه چیز را با ذوق بیشتری آفریده، زن، هنر و عشق، اما در عجب که تو را با چه شور و حالی آفریده، زنِ هنرمندِ عاشق!

موسیقی بی‌شک یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین هنرهاست، وقتی موسیقی در روح و جانت می‌نشینه، می‌تونی وارد عرصه‌ی جدیدی از کشف زیبایی‌های دنیای هنر بشی و تازه متوجه می‌شی هرچیزی توی طبیعت آهنگ و موسیقی خاص خودش رو داره، حتی داستان‌ها.

شاید هنوز خیلی ها نمیدانند که دل سرزمین حاصلخیزی است که وقتی می آیند و بذر مهر و علاقه را در آن می کارند، آن مهر به سرعت جان میگیرد، بزرگ میشود، چنان باغی سرسبز که به آن عشق میگویند. اما در رفتن های نابهنگام گویی آتشی  را در آن باغ رها میکنند، باغ شعله میکشد، دل میسوزد و دیگر هیچ گاه مثل آن روزها حاصلخیز و بارور نمیشود.

هدف از انتشار این مطلب قضاوت و رد کتاب قهوه سرد آقای نویسنده نیست، بلکه ارتقای سطح سلیقه و دقت به انتخاب ساختار و چهارچوب خوراک روحمان است.  صد البته سلیقه علاقمندان به این سبک محترم است.

همیشه آن چیزی که صدای بلندی دارد قابل گوش دادن و تعمق نیست.
به امید موفقیت بیشتر و روز افزون برای نویسنده جوانمان.

به قلم مریم مهرآئین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *