کتاب جزء از کل

این کتاب به زندگی سه شخصیت اصلی خانواده دین می پردازد. رمان از زبان جاسپر دین روایت میشود که او به نقل عقاید نیمه فیلسوفانه پدرش مارتین می پردازد.
مارتین دین از کودکی اش، از سالهایی که در کما بوده و روحش ناظر اتفاقات اطراف بوده، از بازگشتش به دنیا و تاثیر این کمای طولانی بر رابطه اش با دیگران میگوید.

در این کتاب از تری برادر کوچکترش عموی جاسپر، که تبدیل به خلافکاری معروف در بزرگسالی اش و تاثیر این مرد بر زندگی مارتین میگوید.
جاسپر کودکی و تربیت گیج کننده ای زیر نظر مارتین داشته؛ که ماحصل آن روابط نه چندان خوشایند بین او و پدرش بود. سایه تری برادر مارتین همیشه بر زندگی اش سنگینی میکرد. این موضوع باعث ایجاد شکاف بین مارتین و پیرامونش میشد.

مارتین دین فردی بدگمان و با تفکرات نیمه فلسفی خودش، سبک خاصی از زندگی را برگزید. قوانین اجتماعی و عرفی در قالب سبک زندگی انتخابی اش نمی گنجید. مارتین خود کامل و بی سانسورش را زندگی میکرد. بی تعارف، بی ملاحظه و بی خجالت بگونه ای که شرم زندگی نکردن را با خود به گور نبرد.
در جایی به پسرش میگوید: مردم خطر نمی کنند، تکرار می کنند. تحلیل نمی کنند، بالا می اورند. درک نمی کنند، کپی میکنند.

یکی از خاطراتی که مارتین از مادرش نقل میکند، جمله زیبا و عمیقی است که جای تامل بسیار دارد: اگر راهی را اشتباه رفتی هیچ وقت برای برگشت دیر نیست. حتی اگر ده سال طول بکشد که برگردی، تو باید انجامش بدهی. سردرگم نشو! از اینکه راه طولانی و تاریک است سردر گم نشو! از این هم نترس که با دستان خالی برمیگردی. فقط برگرد.

این رمان پرکشش و پر حادثه بارها دست شما را به اجبار میگیرد و با خودتان روبرو میکند.
در تمام لحظاتی که در نهان خود، آرزو داشتید در تمام قراردادها و هنجارهای اجتماعی و عرفی برخلاف امضا و تعهد حک شده بین آدمیان رفتار کنید. تابوشکنی کنی  و حتی یکبار برچسب هنجارشکن بخورید، اما در قالب تراشیده دیگران نباشید.
جسارت میخواهد بدانی خطا عمل کرده ای و خطا رفته ای، بازگردی و مسیر را بگونه دلت و افکارت تنظیم کنی. جسارت خود بودن را چند بار به جان خریده ای؟

پیمان خاکسار در قسمتی از مقدمه کوتاهی که نوشته است به زیبایی اشاره می کند که:

خواندن “جزء از کل” تجربه‌ ای غریب و منحصر به فرد است. در هر صفحه‌ اش جمله‌ ای وجود دارد که می‌ توانید آن را نقل قول کنید. کاوشی است ژرف در اعماق روح انسان و ماهیت تمدن. سفر در دنیایی است که نمونه‌ اش را کمتر دیده‌ اید. رمانی عمیق و پرماجرا و فلسفی که ماه‌ ها اسیرتان می‌ کند.
استیو تولتز
برگردان پیمان خاکسار

به قلم مریم مهرآئین

کتاب ترس و لرز

مجموعه داستان ترس و لرز شامل شش داستان کوتاه است. روایتگر مردمی ساده در یک منطقه روستایی در جنوب ایران. سبک این رمان در قالب رئالیستی است. در فضایی وهم آلور و ترس آور در سایه حوادث عجیب و قریب که روایتگر هر یک از بومیان این جزیره است.

جزیره ای در همسایگی دریا، که سر بر شانه هم می سایند و هرکدام در گوش هم رازهایی را برای مخاطب نجوا میکنند.
غلامحسین ساعدی این بار با انتخاب اقلیمی خاص، و بیان اصطلاحات و واژه های گلچین شده زاویه ای از گویش جدید را به مخاطب نشان میدهد.
ین داستان‌ها، دارای ساختاری واقع‌گرا، معماگونه و رمزآلود است که با ترس و وهم توأم شده است. بیان واقعیت‌ها در لفافه‌هایی از ابهام و پیچیدگی و پدیده‌های شگفت‌آوری همچون «سیاه»، فردی با شخصیت مبهم که اهالی او به نحوست و شومی و بدیمنی متهم می‌کنند، آوارگی و بیقراری کودک ناشناخته و عجیب و غریب، ردپای رئالیسم جادویی را در این داستان‌ها به خوبی نشان می‌دهد.
عمق داستان‌های ترس و لرز، روانشناسانه است. ساعدی با برجسته کرن نقاط روانی افراد، سعی دارد فرجام داستان‌ها را نتیجۀ مستقیم واکنش‌های روانی شخصیت‌ها در برابر حوادث قرار دهد و همچنین به بررسی نقش خرافات و آموزه های نادرست فرهنگی و قومیتی میپردازد.

غلامحسین ساعدی اصالتاً فرزند تبریز است. در نوجوانی روزنامه‌نگاری می‌کرده و مطلب می‌نوشته است. وی چند بار به دلایل سیاسی راهی زندان شده است. زمینۀ تحصیلی وی، در دورۀ دانشگاه، پزشکی است. سلیقۀ پزشکی،شیوۀ روزنامه‌نگاری و نگرش جامعه‌شناختی سیاسی، در سیاق نویسندگی وی تأثیر گذاشته است.
سه فیلم براساس فیلمنامه‌های ساعدی ساخته شده‌است: گاو (اقتباس‌شده از داستان چهارم‌عزاداران بیل) و دایره مینا (اقتباس‌شده از داستان آشغالدونی) هر دو به کارگردانی داریوش مهرجویی، و آرامش در حضور دیگران براساس داستانی به همین نام به کارگردانی ناصر تقوایی.
غلامحسین ساعدی در سحرگاه دوم آذرماه سال ۱۳۶۴ شمسی در پاریس درگذشت.

شما دعوت میشوید به یک سفر کوتاه در این جزیره، در کنار این ساکنان خونگرم که هرکدام شما را به جرعه ای قصه ناب مهمان میکنند.
غلامحسین زاهدی
کتابی که به احمد شاملو تقدیم شد

به قلم مریم مهرآئین